خرید بک لینک

155

تاريخ : شنبه 13 آذر 1395 | نویسنده : مامان فاطیما

محمد مهدی جان

بعد از اینکه یاد گرفتی هرجایی رو بگیری باایستی

حالا با زیاد شدن اعتماد به نفست وقتی جایی رو میگیری دست هات رو ول میکنی و کمی بعد میفتی

جاهای صاف رو میگیری و بلند میشی

و البته با گرفتن لبه ی تخت و میز و مبل و پشتی چند متری راه میری

این عکس اولین باریه که با گرفتن تخت راه رفتی دایم این مسیر رو میرفتی و برمیگشتی ازت فیلم هم گرفتم.

بعد از اینها یک روز که خونه ی عزیز بودیم داداش به قول خودش

مشغول سرسره بازی بود دیدم مثل یه جوجه ی کوچولو دنبالش راه افتادی و ...

همین مونده بود تو فسقلی سرسره بازی کنی!

حالا این به کنار!!

دفعه ی قبل که خونه ی عزیز بودیم داداش و علیرضا رو پله ها مشغول بازی بودن

و من و تو آشپزخونه

که یهو علیرضا دادا زد: عمهههههههه محمد مهدی رو ببین

نفهمیدم چطور رسیدم بهت اما خدا خیلی بهت رحم کرده بود

پنج تا از پله ها رو بالا رفته بودی!

اگه یهو تصمیم میگرفتی برگردی و پشت سرت رو ببینی!!!

این عکس رو بعدا تحت نظارت کامل ازت گرفتم

و اینجوری کاشف به عمل اومد که پسر کوچولوی من بلده از پله ها هم بالا بره!!

این روزا باید خیلی حواسم بهت باشه

خدا خودش مراقبت باشه...


بازدید : 0 مرتبه | موضوع : سال اول زندگی, اولین ها

برچسب: کارهای عجیب,کارهای عجیب و غریب,کارهای عجیب مرتاضان هندی, نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 3:39

صفحه بندی