خرید بک لینک
جان دلم بعد از مدتی تاخیر اومدم تا برات بنویسم اول از آخرین روزهای سیزده ماهگیت بگم که قشنگترین جمله ی دنیا رو یاد گرفتی این چیه!! اونقدر قشنگ میگی این جمله رو که دلم ضعف میره برات... روزی هزار بار این جمیه رو میگی... انگشت اشاره ات رو به طرف هر چیز آشنا و نا آشنایی میگیری و میپرسی این چیه؟ اونقدر لادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 12:52

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:29

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:29

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:29

212تاريخ : پنجشنبه 24 فروردين 1396 | نویسنده : مامان فاطیماجانا به گمونم این شد آخرین پست مربوط به نوروز نود و ششروز سیزدهم فروردین رو خونه ی مادربزرگا بودیمصبح خونه ی مامانی و عصر یکی دو ساعتی خونه ی عزیزهر دو جا بساز جوجه کباب و آش رشته برپا بود...خونه ی مامانی با داداش و امیر جواد جون خیلی بازی کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 23:21

213تاريخ : پنجشنبه 24 فروردين 1396 | نویسنده : مامان فاطیماامروز که داشتم میون عکسای قدیمی میگشتمدیدم این عکس جاموندهقشنگ بود دلم نیومد نذارمشفکر کنم مال دو سه ماه پیش باشه...چقدر شیرین میخندیعکس خونه ی دایی بهمنو آناهیتا ازت گرفته عکس رو...بازدید : 1 مرتبه | موضوع : سال اول زندگیLet's block adsادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 23:21

214تاريخ : پنجشنبه 24 فروردين 1396 | نویسنده : مامان فاطیماتو با چشمای آرومت بهم خوشبختی بخشیدیخودت خوبی و خوبی رو داری یاد منم میدیتو با لبخند شیرینت بهم عشقو نشون دادیتورویای تو بودم که واسه من دست تکون دادیچشات آرامشی داره كه پابند نگات میشمببین تو بازی چشمات دوباره كیش و مات میشمبمون و زندگیمو بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 23:21

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1396 ساعت: 20:53

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: دوشنبه 21 فروردين 1396 ساعت: 20:53

206تاريخ : شنبه 28 اسفند 1395 | نویسنده : مامان فاطیماهدیه هایی که اون شب گرفتیمامانی : لباسعزیز : تشک برقیعمه عارفه: کلاه اسپرتعمه زهرا خاله منیژه خاله منیره دایی بهمن: لباسدایی منصور و وحید: اسباب بازیدست همشون درد نکنه شرمنده مون کردن...بازدید : 1 مرتبه | موضوع : سال اول زندگی, تولدLet's bادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 0:58

207تاريخ : شنبه 28 اسفند 1395 | نویسنده : مامان فاطیمامحمد مهدی جونمچند روز قبل از تولدت جشن آخر سال کلاس ژیمناستیک داداش ایلیا برگزار شدمربیش اصرار کرد تو رو هم با خودم ببرم و چکار خوبی کردبیشتر از همه ی بچه ها به تو خوش گذشتاین آخرین عکست با موهای بلنده ... برا تولدت موهات رو کوتاه کردیم(از نظر زمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 0:58

208تاريخ : شنبه 28 اسفند 1395 | نویسنده : مامان فاطیماسهم تو همیشه لبخند زاده ی عزیز اسفندعزیزکم دومین فصل از زندگیت هم گذشت: روزهای انتظار ... سال اول زندگی...به امید خدا از این به بعد قرار یه فصل دیگه از زندگیت رو شرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 0:58

199تاريخ : جمعه 13 اسفند 1395 | نویسنده : مامان فاطیمااین روزها دیدن پسر کوچولویی که افتان خیزان راه رسم راه رفتن رو داره یاد میگیرهدلش نمیخواد دقیقه ای بنشینهدلش نمیخواد چهار دست و پا برهفکر میکنه بزرگ شده و مثل یه مرد کوچولو رو پاهای خودش می ایستهقشنگترین سرگرمیمون شدهای فدای قامتت هر سرو بستانی که هستآخه چقدر تو خواستنی هستی مادر!بازدید : 2 مرتبه | موضوع : سال اول زندگی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 2:33

200تاريخ : جمعه 13 اسفند 1395 | نویسنده : مامان فاطیماروزای زندگی تند و تند میگذرنو خدا رو شکر که با وجود شما شیرینتر و بهتر میگذرنپسر کوچولوی من از همین حالا خیلی دلت میخواد مستقل باشی و خودت کارهات رو بکنیگاهی که ما میخوایم برات کاری رو انجام بدیم بهت بر میخوره و قهر میکنیمثلا نمیذاری شیر پاکتی رو ما بهت بدیم و اصرار داری خودت بخورینه تنها خودت میخوای شیرت رو بخوریاصرار داری که به داداش هم تو بدی بخوره!کلا علاقه ی زیادی به تقسیم کردن خوراکیهات داریوقتی چیزی میخوری و کسی جلوته همش یه گاز خودت میخوری و یه گار به طرف مقابل میدیحالا خدا نکنه وقتی خوراکیهات رو گذاشتی تو دهنت یکی بیاد جلوت بشینه!!این موقع اس که خوراکیت رو از دهنت در میادی و به زور میخوای تو دهن طرف مقابلت کنی!!!با داداش خیلی خوب بازی میکنی مثلا مبل ها رو چرخوندی تا ازشون نری بالااما همینطور که تو این عکس مشهوده بازم جنابعالی بالای مبل تشریف دارید!بسکه فضولیدر کل کارهای عجیب زیاد میکنیمثل این روش جدید روروئک سواری!!یا بازی با ظرف ها بجای بازی با اسباب بازیهات!کفش هات رو از جا کفشی میگیری و مثلا میخوای پاشون کنیو وقتی موفق ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 2:33

201تاريخ : جمعه 13 اسفند 1395 | نویسنده : مامان فاطیماپسرک زمستونی منچیزی نمونده تا اولین سالروز زمینی شدنتیادم میاد پارسال این روزها چله نشین اومدنت بودن...چهل روز برای سلامت بدنیا اومدنت حدیث کسا خوندماون روزها حتی مطمئن نبودم از سلامتتوقتی چند روز پیش رفته بودیم روضه و تو توی بغلم خوابیده بودی و شیر میخوردیو صدای زمزمه ی حدیث کسا پیچیده بود تو خونهاشکم سرازیر شد...چقدر بزرگه خدایی که تو رو بهم بخشیدهتو معجزه ی بزرگ خداییخدای من! بیکران سپاسپینوشت:روضه ی فاطمه الزهرا(س) خونه ی خاله سارا.بازدید : 2 مرتبه | موضوع : سال اول زندگی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 2:33

صفحه بندی